Top
0.0  امتیاز  /  0  رای

حلاج

  • نمی دانم چه شد؟ فقط تماس دست شفابخش حاج آقا را حس می کردم که آرام آرام با انگشتان خود پوست را می گرفت و رها می کرد... کمی تحمل کردم... وقتی به خود آمدم اثری از درد نمانده بود... و او با همان لحن ملایمش می گفت : دستت را به من بده و برخیز ....

________________________________________________________________

 

 









  • نمی دانم چه شد؟ فقط تماس دست شفابخش حاج آقا را حس می کردم که آرام آرام با انگشتان خود پوست را می گرفت و رها می کرد... کمی تحمل کردم... وقتی به خود آمدم اثری از درد نمانده بود... و او با همان لحن ملایمش می گفت : دستت را به من بده و برخیز ....

________________________________________________________________

 

 




1 2 3 4 5